دوستشون داشته باش وگرنه از دستشون میدی
کارمندان زمانی در سازمان باقی میمانند که با آن ها با احترام رفتار شود، احساس با ارزش بودن بکنند و وظایف جالب و چالشبرانگیز به آنها محول شده باشد.
صداقت، ارتباط آزاد دو طرفه، انعطافپذیری و قدردانی در نگهداری یک کارمند بسیار تاثیرگذار است.
دلیل اصلی افراد برای ماندن در یک سازمان این است که به آنها فرصت رشد و یادگیری داده شده است.
کارمندان خوب در سازمان به دلیل عواملی باقی میمانند که کاملا در کنترل یک مدیر است.
کار کارمندان خود را با استفاده از ایجاد فرصتهای جدید برای آنها، پربارتر کنید.
کارمندان اهداف خود را دارند و اگر نتوانند به این اهداف در سازمان برسند، سازمان را ترک خواهند کرد.
کارمندان دارای ارزشها و اولویتهای مخصوص به خودشان هستند که اگر سازمان آن ها را زیر پا بگذارد، سازمان را ترک خواهند کرد.
کارمندان خوب سازمانی را که تسهیلات لازم برای خانواده کارمندان را فراهم نمیکند، ترک میکنند.
محل کار قرار نیست غمانگیز و ناراحت کننده باشد. تفریحات داشته باشید و کارمندان را تشویق کنید که از آن ها لذت ببرند.
شرایطی را فراهم کنید تا کارمندان بتوانند خواستههایشان را بهراحتی با شما مطرح کنند.
بسیاری از مدیر ان و رهبران فکر میکنند که افراد خوب در مشاغل خاص به خاطر پول، قدرت و یا مزایا (عواملی که خارج از کنترل اغلب مدیران است) باقی می مانند. اما این تصور اشتباه است. افراد خوب در این شغلها به دلیل شیوههایی که مدیران با آنها برخورد می کنند، باقی میمانند. آنها به دلیل عواملی که عمدتا در کنترل مدیر است در سازمان باقی میمانند. آن ها میمانند چون مدیران با آن ها با احترام و صمیمیت رفتار میکنند، وظایف جالب و چالش برانگیز به آن ها محول میکنند، تا حدی انعطافپذیر هستند، و حس باارزش بودن را به آن ها میدهند. برای اینکه بفهمید چه چیزی موجب خوشحالی کارمندان شما میشود، حدس نزنید، از خود آنها بپرسید. نشان دهید که به آنها ونیازهایشان اهمیت میدهید. به آن ها توجه کنید، گوش بدهید و از آنها تشکر کنید. در حقیقت یا حسابی برایشان عاشقی کنید یا این که به کل بیخیالشان شوید.
کارمندان خود را در یک مسیر ثابت روبه رشد و توسعه نگه دارید. به آنها در کشف و غلبه بر موانعی که در این راه با آن روبرو میشوند، یاری دهید. به آنها کمک کنید تا شرایط لازم را برای رسیدن به اهداف خود فراهم کنند. جاهطلبی های آنها را نادیده نگیرید که در غیر این صورت سازمان را ترک خواهند کرد.
کارمندان را مجبور نکنید بین کار و خانواده یکی را انتخاب کنند
احترام گذاشتن به کارمندان کار سادهای نیست. رفتار، اعمال، تعصبات و اعتقادات شما در توانایی شما برای احترام به دیگران تاثیر میگذارد. همانطور با آن ها رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار شود. یک مدیر صرفا به این دلیل که در سطوح سلسه مراتبی سازمان از افراد دیگر بالاتر است، نمیتواند با دیگران برخوردی نامناسب داشته باشد. کار کارمندان خود را با استفاده از ایجاد فرصتهای جدید برای آنها، پربارتر کنید و آنها را تشویق کنید که به طور مستقل فکر کنند و ایدههای خود را به اشتراک بگذارند و برای آن ها پروژههایی در جهت پربار شدن و رشد شغلی تعریف کنید. تنها راه تضمین پیشرفت کارمندان، این است که آنها را مدیریت ذرهبینی نکنید.
کارمندان خوب محیط کاری را که با خانواده سازگاری ندارد ترک می کنند. کارمندان خود را مجبور نکنید که بین کار و خانواده یکی را انتخاب کنند. انعطافپذیر باشید. به کارمندان در رسیدن به اهدافشان کمک کنید. به جای اینکه از این اهداف احساس تهدید کنید به کارمندان خود کمک کنید تا بتوانند به اهداف خود برسند، در اینصورت شما ثابت میکنید که مدیری شایسته هستید و بابت تلاشهایتان پاداش خواهید گرفت. زمانی که وقت استخدام فرد «کار بلد» می رسد، اگر از ابتدا فرد مناسب را استخدام کنید، احتمال ماندن آن ها در سازمان نیز بالاتر است.
ایجاد یک محیط کار عالی
مدیران اغلب از اینکه کارکنان خود مهارتهای بسیاری دارند احساس ناامنی می کنند. این ایده مضحک همیشه نتیجه معکوس به بار می آورد. کارکنان خود را در جریان بگذارید. چگونه میتوان از آن ها انتظار خوب کار کردن و ماندن در سازمان را داشت در حالیکه همیشه آن ها را در تاریکی و بیاطلاعی می گذارید؟ اطلاعات خود را به اشتراک بگذارید و کارکنان با این کار، احساس با ارزش بودن می کنند.
همه استحقاق یک مرخصی یک روزه هر چند یک وقت بار را دارند اما به سادگی می توان گفت برخی از مدیران بیتوجه هستند. این یکی از دلایل اصلی ترک سازمان در میان کارمندان است. هیچکس نمی خواهد برای یک مدیر بیتوجه کار کند ولی با این حال برخی از افرادی که از تغییر می ترسند، می مانند و عذاب می کشند. برخی دیگر به دلایل اقتصادی با چنگ و دندان به کار خود میچسبند . کسانی که برای مدیران بیتوجه کار می کنند حتی اگر تصمیم به ماندن در سازمان داشته باشند، بازدهی خوبی ندارند. این گونه بیتوجهی یک مدیر هرگز به نفع سازمان نیست (اگر می ترسید که شما ممکن است این مدیر بیتوجه باشید، می توانید با کمک مدیریت استرس، مشاوره، و یا کتابهای خوددرمانی این مشکل بیتوجهی خودتان را اصلاح کنید.)
محل کار قرار نیست غمانگیز و ناراحتکننده باشد. تفریحات داشته باشید و کارمندان را تشویق کنید که از آن ها لذت ببرند. این کار موجب افزایش بهرهوری و روحیه می شود و در نهایت در راه حفظ و نگهداری کارمندان به شما کمک می کند. رابطه و پیوند میان همه کارکنان خود را تقویت کنید. این احساس تعلق خاطر اغلب میتواند جلوی رفتن کارمندان را بگیرد ولی باید حتما عوامل مثبت رشد و پیشرفت حرفهای دیگر هم فراهم باشد. به کارمندان خود آموزش بدهید و از آن ها حمایت کنید. یک منتور (مربی یا مرشد) بودن بیش از هر چیز دیگری احساس وفاداری در کارکنان ایجاد می کند. ولی با کارکنان خود صادق باشید تا زمانی که وقت جدایی آن ها از سازمان برای فرصت بهتری فرا رسید، آن ها بدانند که از طرف شما حمایت خواهند شد. آنها خواهند دید که ارشادها و راهنمایی های شما صادقانه و بی ریا بوده است.
دلیل اصلی افراد برای ماندن در یک سازمان این است که به آنها فرصت رشد و یادگیری داده شده است. از داشتن افرادی خلاق و جاهطلب در گروه خود خوشحال باشید. احساس تهدید و خطر نکنید. شور و شوق و آرزو داشتن را تشویق کنید. افرادی که آنچه را که انجام می دهند، دوست دارند، معمولا آن کار را به بهترین شکل انجام می دهند. به کارمندان خود کمک کنید تا آن چه که دوست دارند را انجام دهند، کشف کنند و بعد به آن ها اجازه انجام آن کار را بدهید. نتیجه آن بسیار خوب خواهد بود: کارمندانی با شور و شوق و بازدهی بالا که خواهان ماندن و «بازی در تیم شما» خواهند بود.
تغییرات ایجاد کنید
قوانین را به چالش بکشید و دیگران را نیز به انجام این کار تشویق کنید. قانون هایی که تاثیرگذار هستند و قانون هایی که دیگر کاربردی ندارند را ردیابی و شناسایی کنید. آیا این قوانین به بهرهوری و روحیه کارمندان کمک می کنند و یا مانعی بر سر راه آنها هستند؟ این مسائل را برای جلوگیری از اینکه کارمندان شما احساس خفقان، تنبیه شدن و یا نگرانی کنند، بررسی کنید.
آیا شما تشخیص می دهید که چه زمانی کارمندان در حال تلاش بسیار و انجام کارها با بازدهی بالا هستند؟ افراد زمانی در سازمان باقی می مانند که از تلاشهایشان قدردانی شود. به طور منظم به کارکنان خود توجه نشان دهید و آن ها را ستایش و تشویق کنید. راههای جدیدی برای ابراز قدردانی خود پیدا کنید. به کارمندان خود فضا و زمان لازم را برای استراحت را بدهید، پیروزی و موفقیت ها را جشن بگیرید و راههای خلاقانه ای برای مواجهه با مشکلات پیدا کنید. به درخواست و ایدههای آن ها واقعا گوش کنید. انعطافپذیر باشید و در مواقع لازم قوانین را نادیده بگیرید تا کارکنان بتوانند به بهترین نحو عمل کنند و و در عین حال به اخلاق کاری پایبند باشند. به کارکنان اجازه دهید تا محل کار خود را به گونهای طراحی، تغییر و یا شخصیسازی کنند و محیطی برای خود بسازند که بتوانند خلاقانه و کارآمد در آن به بهترین نحو ممکن کار کنند.
هیچ وقت دروغ قابل توجیه نیست. حقیقت را بگویید و از کارکنان خود بخواهید تا در مورد احساسات خود صادق باشند. امکان گفتوگوی آزادانه، میتواند پیش از آنکه مشکلی ناخواسته بزرگ شود به حل مساله کمک کند. با دقت گوش دهید، کارمندانی که احساس می کنند حرفشان شنیده و درک می شود با احتمال بیشتری در سازمان ماندگار خواهند شد.
آنچه را که برای کارکنان خود مهم است، پیدا کنید. ارزش سازمان و کارکنان شما باید مطابقت داشته باشند وگرنه به مشکل برخواهید خورد. ارزشها دارای پیامدهای وسیعی هستند. ارزش های کارکنان میتواند طیف گستردهای را پوشش دهد. آیا آنها هدفگرا هستند؟ آیا آنها مردمگرا هستند؟ آیا آنها کارشان را اتوماتیک شروع می کنند؟ آیا آنها ترجیح میدهند تا از نزدیک تحت نظارت و کنترل قرار بگیرند و مرتبا بازخورد دریافت کنند و یا ترجیح می دهند که با استقلال بیشتر و بازخورد کمتری عمل کنند؟
«کارکنان همواره به دنبال رضایت شخصی بوده اند ولی آن چه که ممکن است در این دهه تغییر کرده باشد معنای رضایت شخصی برای همه است». ارزش ها در حال تغییر هستند. بدانید که کارکنان شما برای چه چیزی اهمیت قائل هستند و از اولویت های آن ها آگاه باشید.
کارمندان نسل های مختلف دارای چشم اندازها، سبک ها، انتظارات، نیازها و اهداف متفاوتی هستند. کارمندانی که در دهه بیست سالگی زندگی خود هستند از کسانی که در دهه چهل هستند، بسیار متفاوت هستند. انتظار نداشته باشید که کارکنان دقیقا مشابه یکدیگر باشند و به آن ها به عنوان یک فرد و نه یک گروه بنگرید. از آنجا که فرهنگ سازمانی نیز به سرعت در حال تغییر است، شما باید خود را با این تغییرات وفق دهید تا بتوانید کارمندان خوب خود را حفظ کنید.
محیط فیزیکی و عاطفی
یک محیطی ایجاد کنید که مشوق سلامتیِ عاطفی، روانی، و فیزیکی باشد. کارمندان خود را مجبور نکنید مانند یک روبات تمام طول روز پشت میز خود بنشینند. اجازه دهید که آن ها از جای خود بلند شوند و در اطراف حرکت کنند. آنها را به استفاده از تکنیکهای مدیریت استرس تشویق کنید. اعتیاد به کار را ترویج ندهید و یا از کارکنان خود انتظار کار در تمام طول شبانه روز و تمام روزهای هفته را نداشته باشید. اگر شما یک معتاد به کار زیاد از حد هستید، با انتظار داشتن از کارمندان که مثل شما باشند ممکن است به آنها فشار و استرس زیادی وارد کنید. اگر کارمندان مجبور به اضافهکاری هستند، از آنها تشکر کنید. از فداکاری کارمندان تعریف کنید. وجود تعادل مهم است زیرا بدون آن، کارکنان درمانده و بیمار خواهند بود. هیچکس نمیخواهد در چنین محیطی به کار خود ادامه دهد.
برای کارکنان خود قدرت و امکانات لازم برای انجام کارها، خلق، تصمیمگیری و کمک به موفقیت گروه را فراهم کنید. رضایت شغلی در آن ها متناسب با میزان احساس در کنترل و قدرت بودن نسبت به سرنوشت خودشان، افزایش می یابد. با آزاد گذاشتن کارمندان برای انجام بهترین کار خود، کارهای بیشتری به سرانجام مطلوب می رسند.
راههای ارتباطی را باز نگه دارید. بازخورد بگیرید. گفتگوی آزاد را تشویق کنید و ترویج دهید. بدون اینکه بگویید چه توقعاتی دارید، نمیتوانید از کسی انتظار برآوردن این توقعات را داشته باشید. این توقعات یک طرفه نیست. کارکنان شما هم توقعاتی فردی مخصوص به خودشان را دارند، پس از آن ها بپرسید مه چه توقعی دارند. با این کار یک موقعیت برنده-برنده ایجاد می کنید.
اگر اطلاعات را به اشتراک نگذارید ممکن است کارمندان شما تصورات اشتباهی پیدا کنند. اگر واقعا نمی توانید به کارکنان خود بگویید که چه خبر است، حداقل صادق باشید و تا جای ممکن جلوی شایعه را بگیرید. بسیاری از مدیران اطلاعات را صرفا به دلیل تمایل به حفظ قدرت و نفوذ، بازگو نمی کنند. این کار معمولا نتیجه معکوس به بار می آورد. کارکنان شما نمیخواهند احساس بی خبری بکنند و یا احساس کنند که به آن ها دروغ گفته شده است. کارمندان می خواهند که با آن ها با احترام و عزت رفتار شود. شایعات را در همان نطفه خفه کنید و قبل از پخش شدن، جلوی آن ها را بگیرید.
وقتی یکی از کارمندان سازمان را ترک میکند
در نهایت همه کارمندان به منظور ارتقا و پیشرفت شغلی سازمان را ترک می کنند. وقتی که این زمان فرا رسید، حداقل شما میدانید که شما و شرکت شما بهترین تجربه محل کاری ممکن در زمان همکاری را برای آن ها فراهم کرده بودید.
زمانی که کارمندتان از شما درخواست فرصت های بیشتر و بهتری می کند و شما درخواست او را رد می کنید، به احتمال زیاد این کارمند به دنبال یافتن آن فرصت ها شرکت را ترک خواهد کرد. شما نمی توانید جلوی کارمندی که خواهان رشد و پیشرفت است را بگیرید. کارمندان و همکاران در جهت های مختلفی رشد می کنند و لزوما فقط برای موقعیت های شغلی بالاتر سازمان را ترک نمی کنند. شاید شما بتوانید یک کارمند خاص را با فراهم کردن یک موقعیت شغلی متفاوت ولی در همان رده، نگه دارید. اگر کارمند خواهان شغلی در همان رده نباشد و در عین حال شما هم موقعیت خالی در رده بالاتر ندارید، خود را برای استعفا و جدایی آن کارمند آماده کنید.
پول برای نگه داشتن افراد خوب، کافی نیست
تحقیقات مختلفی نشان داده اند که «پول کلید اصلی برای نگه داشتن افراد خوب نیست» اگر فکر میکنید که ریختن پول به پای کارمندان تمام چیزی است که آن ها را خوشحال، خلاق و پر بازده نگه میدارد، شما در اشتباه هستید. با این نگرش، ممکن است تعداد زیادی کارمند خوب را که فرصتهای بهتری در جاهای دیگر پیدا می کنند را از دست بدهید. بدیهی است که سطح حقوقی شما باید منصفانه و قابل رقابت با دیگران باشد. مدیر موسسه مشاوره مدیریت ای.او.ان میگوید «احساس تعهدی که در کارکنان وجود دارد به مدیر، به گروه و به پروژه وابسته است که متفاوت از وفاداری است که قبلا وابسته به نام سازمان و یا نام تجاری آن تعریف می شد. بنابراین، هرگونه استراتژی در جهت نگهداری کارمندان باید توسط مدیران و سرپرستان تک تک افراد و نه منابع انسانی به اجرا شود». به عنوان یک مدیر، دارایی های اصلی شما افراد هستند نه اموال. همچنین حفظ و نگهداری کارمندان بسیار مقرون بهصرفهتر از استخدام افراد جدید است. در هر صورت نگه داری کارمندان عالی یک ایده خوبی است و باید برای شما تبدیل به یک هدف بشود.
یک مدیر ارشد درباره یکی از کارمندانش که در حال ترک سازمان بود، داستانی را نقل میکرد. این کارمند گفته بود که اگر به او اجازه داده میشد در جلسات سطح بالاتر شرکت کند در سازمان میماند چون احساس میکرد این کار برای پیشرفت شغلی و رسیدن به اهداف آیندهاش ضروری است. این یک درخواست ساده بود که به راحتی هم می توانست برآورده شود ولی فقط به شرط آن که مدیر او از این درخواست آگاه میبود. اما مدیر شرایط لازم برای کارمندان را فراهم نکرده بود که برای مطرح کردن چنین درخواستهایی احساس راحتی کنند و هرگز زحمت پرسیدن درخواست های کارمندان را هم به خود نداده بود. اگر از استراتژیهای حفظ و نگهداری کارمندان به خوبی استفاده کنید این موارد برای شما پیش نخواهد آمد.
این نوشتار خلاصه کتاب دوستشون داشته باش وگرنه از دستشون میدی نوشته ِبِورلی کای و شارون جوردن-ایوانز است. بورلی کای مدیر سازمان بینالمللی سیستم های شغلی (ناشر ابزارهای توسعه شغلی) و شرکت بورلی کای و همکاران ( فعال در زمینه مشاوره و آموزش) است. او دارای مدرک دکترا از دانشگاه «یو.سی.ال.ای» در کالیفرنیا است. شارون جوردن-ایوانز مدیر گروه جوردن-ایوانز است که در زمینه مشاوره رهبری سازمان و موضوعاتی از جمله مربیگری مدیران، گروهسازی و برنامهریزی جانشینی فعالیت میکند. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در توسعه سازمانی است و در وودلند هیلز کالیفرنیا زندگی میکند.
برچسب:
نویسنده: پرهام رضایی